بنابه‌نظر مورخان، سیزدهم اسفند ۵۳۰ سال پیش از میلاد روزی است كه كورش بزرگ، بنیان‌گزار امپراتوری‌ ایران در جنگ با قوم مهاجم شرقی (سكاها)، كشته‌شد. درباره‌ی مرگ او روایت‌های متعددی آمده‌است، اما آنچه مشخص است این‌كه چون كوروش بنابه عادت همیشگی در جنگ‌ها میان سربازان خویش بوده ( چرا كه باورداشت نباید سرباز جان بركف نهد و بجنگد و افتخار پیروزی نصیب شاهی شود كه دور از میدان جنگ آسوده مانده‌است)در میدان جنگ سنگی به سوی او پرتاب می‌شود كه باعث مرگ‌اش شد. و بدین سان عمر پادشاهی به‌سرمی‌رسد كه امپراتوری‌ ایران را بنانهاد، حقوق بشر را معنا كرد و مرزهای ایران را از شرق تا غرب گستراند. پیكر او بنا به وصیت‌اش كه پیش از آن در بابل كرده‌بود، به پاسارگاد منتقل‌شده و دفن‌گردید.

[تصویر: 426913_218400371592053_100002662755164_4...1256_n.jpg]

كوروش، فرزند كمبوجیه نخست، شاه انشان و ماندانا دختر آستیاگ شاه ماد بود كه ۵۷۷ سال پیش از میلاد به‌دنیاآمد و این‌گونه او نژاد از هر دو تبار آریایی یعنی پارس و ماد برد. كوروش سپس شاه انشان شد و پس از چندی مرزهای خود را از شرق تا فرارودان (ماورالنهر) و نزدیكی‌ی مرز چین و از غرب با فتح لیدی تا مرز یونان گسترش داد. بی‌گمان اما خاطره‌انگیزترین ماجرا، فتح بابل در ۲۱ مهر ۵۳۹ سال پیش از میلاد بود. رفتار مهربانانه‌ی كوروش با مردمان و حتا حاكمان سرزمین‌های فتح‌شده او را در نزد اینان مجبوب می‌كرد و این سرزمین‌ها شادمانانه خراج‌گزار امپراتوری‌ی ایران می‌شدند. كوروش نوعی حكومت چندملیتی بنیان‌گذاشته بود.

او تلاش‌می‌كرد تا تصرف هر سرزمین با كمترین تلفات انسانی صورت گیرد، حاكم آن ملت را تغییر نمی داد، آداب و رسوم و دین زرتشت را به ایشان تحمیل نمی‌كرد. سده‌‌ها بعد و به هنگام کاوش‌ها در بابل (سده‌ی نوزدهم)، باستان‌شناسان یک استوانه‌ی سفالین کوچک یافتند، که شامل یک نوشته از کوروش بزرگ بود. این استوانه كه اکنون در موزه‌ی بریتانیا نگهداری‌می‌شود و به منشور حقوق بشر معروف است، رفتار كوروش را با اسیران بابلی شرح‌می‌دهد. در بخشی از آن آمده است : " من كوروش هستم، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل ، شاه سرزمین سومر و اكد، شاه چهار‌گوشه‌ی جهان. پسر شاه بزرگ كمبوجیه، شاه شهر انشان، نوه‌ی شاه بزرگ كوروش، شاه شهر انشان، نبیره‌ی شاه بزرگ چیش‌پیش، شاه انشان ... سپاهیان بی‌شمار من با صلح به بابل درآمدند. من نگذاشتم در سراسر سرزمین سومر و اكد تهدید‌كننده‌ی دیگری پیدا‌شود. من در بابل و همه‌ی شهرهای‌اش برای سعادت ساكنان بابل كه خانه های‌شان مطابق خواست خدایان نبود كوشیدم ... من ویرانه‌های‌شان را بازساختم و دشواری‌های آنان را آسان‌كردم. مردوك خدای بزرگ از كردار پارسایانه‌ی من خوشنود گشت.

سكاها از اقوام بدوی ساكن در شمال‌شرقی ایران بودند كه هر از گاهی به مرزهای ایران دست‌درازی می‌كردند. كوروش ایرانیان را از مراوده‌ی با ایشان برحذرمی‌كرد چرا كه قومی بی‌تمدن و غیرپیشرفته بودند چندان‌كه با زنان خویش در جمع همبسترمی‌شدند. آخرین نبرد كوروش اما با ایشان اتفاق‌افتاد. درباره‌ی مرگ كوروش روایت‌های گوناگون آمده است، برخی مانند هرودوت بر این باورند كه كوروش در این جنگ كشته‌شده و ماجرا را چنین آورده اند كه در آن زمان تومریس ملكه‌ی سكاها با كوروش وارد جنگ شد. میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کورش باید از آن عبور می‌کردند. هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، تومریس ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما امپراتور سابق لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. استدلال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کورش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می‌افتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرد. در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی‌رسد. کورش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود. پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند. گروهی نیز بر این باورند كه اگرچه كوروش در این جنگ كشته شده اما سپا ایران پیروز بارگشته‌است.

[تصویر: Cyrus_Tomb.jpg]
آرامگاه كوروش بزرگ بازسازی از مارسل دیولافوا


بخشی از وصیت‌نامه‌ی کوروش:

"فرزندان من،دوستان من!من اكنون به پایان زندگی نزدیك گشته ام.من آن را با نشانه های آشكار دریافته ام و وقتی در گذشتم مرا خوشبخت بپندارید و كام من اینست كه این احساس در اعمال و رفتار شما مشهود باشد،زیرا من به هنگام كودكی ،جوانی و پیری بختیار بوده ام.همیشه نیروی من افزون گشته است،آنچنانكه هم امروز نیز احساس نمی كنم كه از هنگام جوانی ضعیف ترم.من دوستان را به خاطر نیكوئی های خود خوشبخت و دشمنانم را مطیع خویش دیده ام.زادگاه من قطعه كوچكی از آسیا بود.من آن را اكنون مفتخر و بلند پایه باز می گذارم.در این هنگام كه به دنیای دیگر می گذرم،شما و میهنم را خوشبخت می بینم و از اینرو میل دارم كه آیندگان مرا مردی خوشبخت بدانند.

باید آشكارا ولیعهد خود را اعلام كنم تا پس از من پریشانی و نابسامانی روی ندهد.من شما فرزندانم را یكسان دوست میدارم ولی فرزند بزرگترم كه آزموده تر است كشور را سامان خواهد داد.فرزندانم!من شما را از كودكی چنان تربیت كرده ام كه پیران را آزرم دارید و كوشش كنید تا جوانتران از شما آزرم بدارند.تو كمبوجیه،مپندار كه عصای زرین سلطنتی،تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت.دوستان صمیمی برای پادشاه عصای مطمئنتری هستند.هركسی باید برای خویشتن دوستان یكدل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیكوكاری بدست نتوان آورد.به نام خدا و اجداد در گذشته ما ای فرزندان اگر می خواهید مرا شاد كنید نسبت به یكدیگر آزرم بدارید.

پیكر بی جان مرا هنگامی كه دیگر در این دنیا نیستم در میان سیم وزر مگذارید و هرچه زودتر آن را به خاك باز دهید.چه بهتر از این كه انسان به خاك كه اینهمه چیزهای نغز وزیبا می پرورد آمیخته گردد.من همواره مردم را دوست داشته ام واكنون نیز شادمان خواهم بود كه با خاكی كه به مردمان نعمتمی بخشد آمیخته گردم.

اكنون احساس می كنم جان از پیكرم می گسلد....اگر از میان شما كسی می خواهد دست مرا بگیرد یا به چشمانم بنگرد،تا هنوز جان دارم نزدیك شود و هنگامی كه روی خود را پوشاندم،از شما خواستارم كه پیكرم را كسی نبیند،حتی شما فرزندانم.

از تمام پارسیان و متحدان بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اینكه دیگر از هیچگونه بدی رنج نخواهم برد تهنیت گویند.

به آخرین اندرز من گوش فرا دارید.اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه كنید،به دوستان خود نیكی كنید."

-----------------------
متن کتیبه کوروش بزرگ در پاسارگاد این چنین است :
ای رهگذر ، هر که هستی ، از هر کجا که بیایی

می دانم سرانجام روزی در این مکان گذر خواهی کرد

این منم ، کوروش ، شاه بزرگ

شاه چهار گوشه جهان ، شاه سرزمین ها

بر خاک اندکی که مرا در برگرفته رَشک مبر

بگذار و بگذر

-----------------------------------------
یاد این بزرگ مرد تاریخ گرامی باد

[تصویر: 53.gif]
امروزتان زیبا, شاد و سرشار از معجزات خداوندی باد ... لبخند بزن ... سبکبال به ریش دنیا بخند ... تا دنیا به روی ماهت بخندد ... با عشق ...